سلام. ما یعنی من و دخترم و باباش خوبیم

سلام.

خوبید؟؟

ما خوبیم. من و دخترک هشت ماه و نیمه ام و باباش ( همون همسری) خوب خوبیم. اسم دخترم از اسامی انتخابی همسری نشد. یکی از اسامی انتخابی من شد. البته همسری با این اسم موافقت کرد فقط و فقط با این شرط که دختر بعدی مون بی حرف اسمش زینب باشه!

خب مسلما من هم نقد را قبول کردم!!! {بدجنسی نیست؟؟}چشمک

مامان همسری یعنی مادرشوهر گرامی روز به دنیا آمدن دخترکم توی CCU بیمارستان بستری شده بود و دخترم  7 روزه بود حدودا که با مامان رفتیم دیدن مادرشوهر گرامی تا نوه جدیدش رو ببینه.

عموی بزرگم که چندبار سکته مغزی کرده بود اردیبهشت امسال توی حیاط خونشون خورد زمین و لگنش و ران پاش شکست!!! 3روز توی بیمارستان بود و دکترها  در شورای پزشکی تظمین نمی کردند که اگر بهش بیهوشی بدهند آیا بعدش به هوش میاد یا نه!!! بالاخره با ریسک 50 درصد عملش کردند و بعد از عمل به هوش آمد و شکر خدا مشکل شکستگی حل شد اما توی این مدت یکبار دیگه سکته مغزی کرد ... الان حال خیلی خوبی نداره و توی خونه  بستری هست.

مادر بزرگم (مامان بابام ) ششم مرداد امسال بعد از یه مدت کوتاه بیماری فوت کرد!!!

دلم براش تنگ شده. مادر بزرگم یه زن قدیمی و مهربون بود... مثل مادربزرگ های توی کتاب ها...

خونه مادر بزرگ هم تخلیه شد و خودش به همراه وسایل و خونه اش به خاطره ها پیوست....

دخترکم حسابی بزرگ شده. دو روزه چهاردست و پا میره... دست دستی می کنه، لی لی حوضک و کلاغ پر بلده ، بای بای می کنه، تازه نانای هم می کنه . وسط گریه هاش هم می گه : ما ما ما ما ....

من هم می ذارم به حساب اینکه منو داره صدا می کنه.

با خنده ها و دلبری هاش من و باباش رو کشته!!!

من و باباش که جای خود، مامان و بابام و داداشی هم خیلی دوستش دارند و دخترک وروجک من هم حسابی خودش را توی دلشون جا می کنه...

سعی می کنم بازم بیام و بنویسم اما مشکلاتی هست.

اول اینکه من دیگه سرکار نمی رم. همسری اصلا موافقت نکرد که برم سر کار و گفت :" چه کاری مهم تر از تربیت دخترم ؟؟؟"

دوم اینکه ما خونه  ای دی اس ال نداریم .

سوم  و مهمتر از همه اینکه خودم هم بی همتمنیشخند

دیگه اینکه به یاد همتون هستم و همتون رو دوست دارم. بغل

/ 5 نظر / 31 بازدید
بهمن

سلام خواهرم اولا خدا رو شکر که همگی سالم و شاد هستید ثانیا در این مدت لا اقل یه خبر کوچک از خودتون میذاشتید که نگران نشیم / ثالثا ما از اول هم میدونستیم که حرف ، حرف شما میشه البته همیشه حرف حرف خانمها هستش [لبخند] انشاالله که سایه شما ، همیشه بالای سر دختر گلتون و همسر عزیزتون باشه [لبخند][گل][گل]

یه دوست

سلام باور نمی کنی چه قدر خوشحال شدم که بعد از مدت ها نوشتی!!! امیدوارم هر جا و در هر حال که هستی خوش باشی!!

یاسمن مامان عسل

سلم خانومی بالاخره اومدی؟ آخه نمیگین ما نگران میشیم با این همه مدت طولانی غیبت؟خداروشکر که شما و نی نی و باباییش خوبید و تسلیت میگم به خاطر فوت مادربزرگتون و آرزوی صبر برای شما و بازماندگان، امیدوارم عموتون هم به زودی سالم و سلامت بشن و عمر هزار ساله داشته باشن، راستی نگفتین اسم خوشگلی که واسه دخترتون انتخاب کردین چیه؟[چشمک]

هستی(سکوت پاییز)

خدا را شکر که سلامت هستید[قلب] زود زود بنویس دلمون برات تنگ میشه[گل]

طلوع در بهار

ااااااااااااا میدونی چند وقته ازت بیخبرم؟ خوبه که دوباره اومدی منم وبم عوض شده ادرس جدیدو میزارم.